مثلا در کلاس درس یا مراسم نماز سعی می کنند با صرفه کردن های مختلف به هم پیام دهند و به این ترتیب اعتراض خود را به ما مربیان نشان می دهند و ما هم با عصبانیت سر آنها داد و فریاد می زنیم.
روش دیگر یادگاری نوشتن روی میزها و روی دیوار های کلاس درس است حتی بعضی وقت ها الفاظ رکیکی هم می نویسند که حاصل روحیه اعتراضی دوره نوجوانی است. و ما مربیان و مدیران دنبال پیدا کردن مسببان آن و تنبیه آنها هستیم غافل از اینکه مسبب اصلی همه این ناهنجاری ها ساختار خشک و غیر قابل برنامه درسی ماست. به خاطر همین هم هیچ وقت این مشکلات برطرف نمی شود تا وقتی که برنامه درسی ما به جز حفظ اطلاعات و گرفتن امتحان مداد و کاغذی چیز دیگری از دانش آموز نمی خواهد.
دانش اموزان در مدارس ما از چند فعالیت خوششان می آید اول نمایش و سرود مرتبا از من متن نمایشنامه و یا مداحی و سرود های زیبا می خواهند ولی افسوس که نه زمان و نه مکان و نه متن مناسب کم پیدا می شود مگر اینکه انسان خودش با ذوق و سلیقه خودش و با زبان محلی شروع به نوشتن نمایشنامه کند و با خاهش معلم زمانی از کلاس هنر یا ... بگیرد و با دانش اموزان کار کند.
دوم ورزش و تربیت بدنی و اردو ها به نظر من این دوفعالیت در مدارس ما برای دانش اموزان جذابیت دارد و دیگر بقیه فعالیت ها مشمول اجبار و اکراه می شود. مگه نه
راستی در بقیه مدارس دنیا هم همین طور است. ما تا کی به این وضع می توانیم ادامه دهیم...
برچسب:
نویسنده: یونا شریفی