بررسی تطبیقی نظام برنامه ریزی درسی در جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال آلمان

خرید بک لینک

مقاله ای که در پیش رو دارید بر حاصل مطالعه ای تازه در زمینه مطالعه تطبیقی در حوزهء برنامه ریزی درسی است که نویسنده کوشیده است تا از مبانی نظری معتبر معاصر برای تبین و مقایسه دو موقعیّت عملی نظام برنامه ریزی درسی در جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال آلمان سود جسته باشد و با تحلیل ریشه های اختلاف میان دو نظام برنامه ریزی درسی در دو کشور،خواننده را در جریان مشخصه های کلیدی نظام تعلیم و تربیت در آلمان،قرار دهد. او ضمن اشاره به تفاوتها و تشابه های میان دو نظام،مختصری از وضعیّت برنامه ریزی درسی در کشور خود ما ایران را نیز بیان می کند مبانی نظری را تا آنجا تشریح می کند که خواننده بتواند موقعیت هر یک از دو نظام برنامه ریزی درسی را دریابد.یادآوری این نکته بجاست که نویسنده محترم مقاله خود از دست اندرکاران و صاحبنظران برنامه ریزی درسی در ایران است،با برخورداری از پشتوانه علمی و تجربی خویش با استفاده از مشاهدات مستقیم و مصاحبه هایی که با صاحبنظران و دست اندرکاران برنامه ریزی درسی در آلمان انجام داده است پیشنهادهای کاربردی و باارزشی را برای بهبود کیفیّت امر مهّم برنامه ریزی در ایران مطرح کرده است کهدر خور توجه و تعمق تصمیمگران و سیاستگزاران آموزش و پرورش خواهد بود.

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » پاییز و زمستان 1372 - شماره 35 و 36(از صفحه 95 تا 122)

عنوان مقاله: بررسی تطبیقی نظام برنامه ریزی درسی در جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال آلمان (28 صفحه)

نویسنده : مهرمحمدی، محمود

چکیده :

کلمات کلیدی :

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 95)

بررسی تطبیقی نظام برنامه ریزی درسی در جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال آلمان

معرفی مقاله دکتر محمود مهرمحمدی

مقاله ای که در پیش رو دارید بر حاصل مطالعه ای تازه در زمینه مطالعه تطبیقی در حوزهء برنامه ریزی درسی است که نویسنده کوشیده است تا از مبانی نظری معتبر معاصر برای تبین و مقایسه دو موقعیّت عملی نظام برنامه ریزی درسی در جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال آلمان سود جسته باشد و با تحلیل ریشه های اختلاف میان دو نظام برنامه ریزی درسی در دو کشور،خواننده را در جریان مشخصه های کلیدی نظام تعلیم و تربیت در آلمان،قرار دهد. او ضمن اشاره به تفاوتها و تشابه های میان دو نظام،مختصری از وضعیّت برنامه ریزی درسی در کشور خود ما ایران را نیز بیان می کند مبانی نظری را تا آنجا تشریح می کند که خواننده بتواند موقعیت هر یک از دو نظام برنامه ریزی درسی را دریابد.یادآوری این نکته بجاست که نویسنده محترم مقاله خود از دست اندرکاران و صاحبنظران برنامه ریزی درسی در ایران است،با برخورداری از پشتوانه علمی و تجربی خویش با استفاده از مشاهدات مستقیم و مصاحبه هایی که با صاحبنظران و دست اندرکاران برنامه ریزی درسی در آلمان انجام داده است پیشنهادهای کاربردی و باارزشی را برای بهبود کیفیّت امر مهّم برنامه ریزی در ایران مطرح کرده است که

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 96)

در خور توجه و تعمق تصمیمگران و سیاستگزاران آموزش و پرورش خواهد بود.

این مقاله را آقای دکتر محمود مهرمحمدی سرپرست مدارس ایرانی در اروپا تهیه و در اختیار فصلنامه قرار داده است که بدین وسیله از ایشان تشکر می شود.

«فصلنامه»

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 97)

مقدمه

امروزه برنامه درسی به عنوان یکی از حوزه های شاخص در میان حوزه های وابسته به دانش تعلیم و تربیت شناخته شده است.هرچند شواب( Schwab )در سال 1969(1)حوزه برنامه درسی را به عنوان یک حوزه معرفتی در حال احتضار معرفی نمود.امّا تلاشهای وسیع و سازمان یافته ای که امروزه معطوف به این حوزهء تخصّصی شده و همچنین حضور چشمگیر متفکران و صاحب نظران برنامهء درسی را در عرصه های گوناگون تعلیم و تربیت 2(2)، باید به غنوان شاهدی بر ادامهء حیات فعّالانه این رشته دانسته و چنین نتیجه گیری نمود که به دلیل اهمیّت و حساسیّت برنامه های درسی در نظامهای تعلیم و تربیت،نه دست اندرکاران عملی،و نه نظریه پردازان،قادر به رها ساختن خود از نگرانیها،تمایلات و علایق ناظر به بهبود کیفیّت برنامه های درسی نمی باشند.البته باید انصاف داد که مقصود اصلی شوآب( Schwab )نیز از طرح موقعیّت نابسامان حوزهء برنامه درسی و بالتبع در شرف نابودی قلمداد کردن آن،جلب توجّه به ضرورت سوق دادن تلاشها و فعّالیتها،به سمتی بوده است که دارای بازده عملی در بهبود و اصلاح برنامه های درسی باشد.

جورج بوشامپ( Beauchamp )نیز نظریه پرداز دیگری در عرصهء برنامهء درسی است که در جهت احیاء این حوزهء معرفتی،توجّه خود را معطوف ارائه مدلی نموده است که در اثر تبعیّت از آن،فعالیّتهای نظریه پردازان از انسجام،سازمان یافتگی و احتمالا قرابت بیشتری با یکدیگر برخوردار خواهد شد.او در کتاب نظریهء برنامهء درسی(3)خود به شرح این مدل نظریه پردازی پرداخته،و این موضوع را که در عرصهء برنامه درسی نیز مشابه عرصه های دیگر علوم بشری،به ویژه علوم تجربی،می توان از کثرت و تنوّع نظریه ها کاسته و موجبات استحکام بخشیدن به این حوزهء تخصّصی را فراهم آورد،همچنین در کتاب یاد شده به تبیین نظریهء برنامهء درسی مورد قبول خود براساس مدل توصیف شده می پردازد.به این گونه ضمن نشان دادن کاربرد این مدل در فعّالیتهای نظریه پردازی،با طرح یک نظریهء مشخّص به جمع افرادی می پیوندد که به این مقوله پرداخته اند.از جمله توصیه های نظری بوشامپ( Beauchamp )که در شرح نظریهء برنامهء درسی خود و در جهت اعطاء نظم و انسجام بیشتر در این عرصه به آن پرداخته است،تقسیم حوزهء برنامه درسی به دو حوزهء فرعی یا زیر نظریه 3می باشد.این دو عبارتند از زیرنظریهء طرح 4برنامه درسی و زیرنظریه فرایند تولید5یا مهندسی برنامه درسی.درحالیکه زیر نظریه طرح برنامه درسی عمدتا ناظر به تعیین عناصر تشکیل دهندهء6برنامه درسی و چگونگی تصمیم گیری در خصوص آنهاست،زیرنظریهء فرایند تولید برنامه درسی،به نظام برنامه ریزی درسی و از جمله تمرکز یا عدم تمرکز،اقشار و تخصّصهای دخیل در اتخّاذ تصمیمات برنامه ای می پردازد.

هدف این مقاله در وهلهء اوّل مقایسهء دو نظام برنامه ریزی درسی در جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال آلمان می باشد نگارنده معتقد است،بررسیهای

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 98)

تطبیقی می تواند واجد دست آوردهای مغتنمی برای نظام تعلیم و تربیت به طور اعم و برنامه های درسی به عنوان مهمترین مؤلّفه آن به طور اخّص باشد.بررسی حاضر از آنجا که براساس اطّلاعات نگارنده،اوّلین کاری است که در تطبیق نظام برنامه ریزی درسی ایران و یک کشور دیگر انجام می گیرد،می تواند ضمن بجای گذاشتن آثار مثبت عملی فتح بابی در زمینهء این نوع بررسیها باشد.

در این مقاله ابتدا به شرح مختصر دیدگاههای نظری دربارهء نظام یا فرایند برنامه ریزی درسی خواهیم پرداخت تا شرح نظام برنامه ریزی درسی در ایران و آلمان در بخشهای بعدی در شرایطی انجام شود که خواننده از گسترش نسبی نظری برخوردار شده و به درک بهتری از آنها نایل شود.شرح نظام برنامه ریزی درسی در کشور آلمان،عمدتا از صبغهء توصیفی برخوردار بوده و در این بخش،تعمدا از تحلیل قضاوت چشم پوشی شده است. متعاقبا به بخش وجوه تشابه و تفاوت میان دو نظام و بیان علّتها پرداخته شده که طبعا در برگیرندهء نوعی تحلیل و ارزشیابی از نظام برنامه ریزی درسی دو کشور نیز می باشد.در پایان توصیه ها و پیشنهاداتی که می تواند در بهبود نظام برنامه ریزی درسی در ایران مؤثّر باشد،مطرح و تعیین شده اند.

دیدگاههای نظری در خصوص نظام/فرایند برنامه ریزی درسی

به گونه ای دقیقتر از آنچه که در مقدّمه آمد،باید تصریح نمود که زیرنظریهء فرایند برنامه ریزی درسی،از سه جنبهء تئوریک برجسته تشکیل شده است.به عبارت دیگر هر نظریهء خاص در این زمینه،از طریق پاسخ به 3 سؤال،شکل می گیرد که این 3 سؤال عبارتند از:

1-خاستگاه برنامه درسی با جایگاه برنامه ریزی درسی کجاست؟

2-شرکت کنندگان در جریان برنامه ریزی درسی چه اقشاری هستند؟

3-برنامهء طراحی شده به چه میزان مستعّد دخل و تصرف و تغییر در اجراست؟یا به عبارت دیگرچه اندازه انعطاف در برنامه تعبیه شده است؟(پاسخ به این سؤال از تلقّی برنامه ریز نسبت به واقعیتّها و شرایط محیط اجرا سرچشمه می گیرد.)

متفکّران و صاحبنظران حوزهء برنامه ریزی درسی،به منظور هرچه قابل فهم تر کردن پاسخهای گوناگونی که به این سؤالات داده شده و دیدگاههای متنوعی که بدین ترتیب شکل گرفته اند.بعضا جهت جمعبندی تلخیص انها تلاشهایی نموده اند.ازجمله باید از پرفسور شورت( Short )نام برد که در این زمینه با درج مقاله ای در دائرة المعارف پژوهشهای ترتیبی در سال 1982 پیشقدم شد.(4)وی با ارائه یک مدل نسبتا ساده،برداشتهای خود را از نظریه های متنوّعی که پیرامون راهبردهای برنامه ریزی درسی مطرح شده است،عرضه نمود.3 بعد این مدل مکعب شکل،در واقع همان 3 سؤال اصلی و کلیدی می باشند که

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 99)

نظریه پردازی در زمینهء فرایند برنامه ریزی درسی،متوجه پاسخگویی به آنهاست.

(به تصویر صفحه مراجعه شود) شورت در ارتباط با سؤال اول،دو نوع پاسخ را ممکن می داند.یکی عمومی (ژنریک)7و دیگری مختص یک آموزشگاه خاص.8(2)به عبارت دیگر می گوید خاستگاه برنامهء درسی می تواند جهانی باشد که محصول(یعنی همان برنامهء درسی)استفاده عمومی و سراسری داشته باشد.برنامهء درسی در محیط آموزشگاهی طراحی شود که کاربرد آن اختصاصا برای همان آموزشگاه است.

در ارتباط با سؤال دوم پرفسور شورت 3 نوع پاسخ را ممکن می داند یکی استیلای. متخصّصان دانشگاهی 9،دوم استیلای خبرگان آشنا به محیط و شرایط10و بالأخره مشارکت متوازن و هماهنگ.11از نظر وی 3 نوع پاسخ به سؤال سوم نیز متصّور می باشد که عبارتند از:مقاوم در برابر معلّم 12،معلّم به عنوان مجری فعال 13و معلّم به عنوان برنامه ریز درسی. این سه نوع پاسخ در حقیقت سیری از عدم انعطاف مطلق برنامه،به انعطاف نسبی و انعطاف مطلق می باشد شورت اعتقاد دارد با اتخّاذ و انتخاب یکی از پاسخهای ممکن به سؤالات 3گانه،یک راهبرد مشخّص در برنامه ریزی درسی شکل می گیرد.او در پایان این مقاله مطلوبترین راهبرد را از دیدگاه خویش،راهبردی می داند که به سؤالات 3گانه پاسخهای ذیل را داده باشد:

پاسخ سؤال اول:مختّص یک آموزشگاه خاص.

پاسخ سؤال دوم:مشارکت متوازن و هماهنگ.

پاسخ سؤال سوم:معلّم به عنوان برنامه ریز درسی(هم تولیدکننده و هم اجراکننده)

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 100)

به دنبال شورت،سابار( Sabar )در سال 1990 در مقاله ای تحت عنوان برنامهء درسی مدرسه-محور که در دایرة المعارف برنامه ریزی درسی(5)به چاپ رسیده است،دست به ترمیم نسبی مدل ارائه شده توسط شورت زد که طی آن ضمن حفظ پاسخهای ممکنه به سؤال اول،پاسخهای متفاوتی در ارتباط با سؤالات دوم و سوم نیز مطرح کرد و در نتیجه مدل به شکل زیر تغییر نمود:

(به تصویر صفحه مراجعه شود) پاسخهای ششگانه به سؤال دوم عبارتند از:معلّمان،متخصّصان،دانش آموزان،والدین، مدیران مدارس و بازرسان آموزشی.پاسخهای چهارگانه به سؤال سوم نیز با در نظر گرفتن مسیر فزایندهء انعطاف پذیری و امکان دخل و تصرف،به ترتیب بدین قرار می باشند:استفادهء وفادارانه 15،انتخاب 16،تجدیدنظر بازنگری 17و بالأخره طراحی و برنامه ریزی تکمیلی.18

در پایان این بخش،به معرّفی مختصر مدل مشهور دیگری در حوزهء برنامهء درسی می پردازیم که هرچند اختصاص به برنامه ریزی درسی نداشته و به گونه ای جامع،سعی در مفهوم پردازی این حوزهء تخصّصی داشته است،لیکن به واسطهء همین جامع نگری،سطوح تصمیم گیری 19یا سطوح برنامه ریزی را نیز مورد توجّه قرار داده است که به مبحث برنامه ریزی درسی،کاملا ارتباط پیدا می کند.این مدل که مشهور به مدل مطالعهء نظام مدرسه ای 20است،قبلا نیز توسط نگارنده معرفی شده است.(6)امّا طراحّان آن به ویژه در بعد مورد توجه این مقاله،یعنی سطوح تصمیم گیری،تجدیدنظرهایی نموده اند که طرح مجدد آن را موجّه می سازد.

گونهء تجدیدنظر شدهء این مدل در آخرین اثر پرفسور کلاین( Klein )که خود از طرّاحان اصلی مدل به حساب می آید به شکل مندرج در صفحه بعد مطرح شده است(7):

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 101)

URL :http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=224474

دنیای مدرسه...

ما را در سایت دنیای مدرسه دنبال می‌کنید

برچسب: بررسی,تطبیقی,نظام,برنامه,ریزی,درسی,جمهوری,اسلامی,ایران,جمهوری,فدرال,آلمان, نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:58

صفحه بندی